تبليغاتX
پیدای پنهان

پیدای پنهان

در محضر الله مکارم شیرازی

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

پاسخي به ابهامات جوانان درباره ي امام عصر(عج) در گفت و گو با مرجع عاليقدر حضرت آيت الله ناصر مکارم شيرازي.
... عصر يک روز پاييزي، آسمان ابري و هوا باراني است. شهر قم و صداي تق تق قطره هاي باران که روي شيشه بخار گرفته ي ماشين مي خورد. مدتّي بعد، در حضور جمع کوچکي از خواهران دانش آموز مي نشينيم و چشم بر در، منتظر آيت الله مکارم شيرازي مي مانيم. لحظاتي مي گذرد تا اينکه ايشان به صميميّت باران مي آيد. با چهره اي مهتابي و روشن و محاسن سفيد و ابريشم گون؛ و با خود بوي گل ياس را مي آورد و ما را ميهمان رؤيايي
شيرين و آسماني مي کند. با مهرباني تبسّم مي کند و مي گويد: از ديدار شما عزيزان خوشوقتم. به خصوص که هدفتان بحث و بررسي درباره ي مسئله ي مهمّي است، يعني همان اعتقاد به امام زمان، حضرت مهدي عجّل الله تعالي فرجه الشّريف.
سپس به چهره هاي مشتاق و پرسش گر جوانان نگاه مي کند و مي گويد:اصولاً سؤال، کليد حلّ مشکلات است. کسي که سؤال نکند، هرگز مشکلاتش حل نخواهد شد. قرآن کريم با صراحت دستور مي دهد: «هر چه را که نمي دانيد، از آنانکه مي دانند و آگاهند سؤال کنيد».


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:35 توسط صبا

ره یافتگان وصال!!

جمعه یکم اردیبهشت 1391
آیت الله بهجت:

عِرق ایمانی ما کجا و منزلت ایمانی امام زمان کجا؟!اگر ما نزد او کافر به حساب نیاییم! چرا دستش را بسته ایم و خانه نشینش کرده ایم و اجازه نمی دهیم خود را نشان دهد؟

آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می کنید؟ آیا می خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای این که مزاحم خط و مرام و حکومت و حاکمیت شما خواهد بود. آنان که سایر ائمه را کشتند دیوانه که نبودند بلکه سبب آن بی دینی بود. آیا الان دیگر آن طور نیست؟َ

 منبع: آداب انتظار عارفان، تدوین حمزه کریم خانی

یا صاحب الزمان!!!!

موکول میکنم گله از هجر را بعد

امروز حال مادرتان رو به راه نیست

یا بقیه الله آجرک الله فی مصیبت أُمِّک

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:29 توسط صبا

الهی نامه!!!!!!!!!!

جمعه بیست و پنجم فروردین 1391

خداوندا!

ما مدعیان دروغزن انتظاریم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم اما به اندازه ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم. الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان.

خدایا!

 شیعه آخر الزمان را همین شرمساری بس که محبوب و مرادش مدام یاد او کند و او هیچ از مراد خویش یاد نکند. ما را از این شرمساری برهان.

الهی!

تشنگان دیدار خودت را به جرعه ای از جمال مهدی مهمان کن.

معبودا!

از زمین بریده ایم، آسمان را عیان کن و تعلیق را بیش از این روا مدار.


خدایا!

به چه کار آید این چشم اگر به روی آن عزیز غایب از نظر گشوده نشود و به چه کار آید این دل اگر قربانی ظهور نگردد.

خدایا!

اگر بناست آن محبوب آسمانی را فقط چشمهای پاک ببینند، آلودگان و تردامنان سر بر شانه که بگذارند؟!

ای خداوند فرج و شدّت!

کاسه صبر و انتظار لبریز شده است. به دست موعودت، عالم و آدم را از این فتنه های آخر الزمان برهان.

ای خدا!

چنان زمینگیر دنیامان مکن که وقت ظهور حضرت، توان برخاستن نداشته باشیم.

ای خدای حضرت منتقم!

از نشتر عاشورا بر زخم سقیفه، همچنان خون تازه می جهد و این زخم کهنه جز به دست قدسی مهدی(عج) مرهم نمی پذیرد.

عجّل علی ظهوره

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:55 توسط صبا

ظهور محبوب دلها

پنجشنبه سوم فروردین 1391

سلام بر بهار

هر زمان که سال جدیدی فرا می رسد دو احساس متفاوت در من شکل می گیرد، صدای مبهم و غریبی در گوشه ای از وجودم می گوید: چه زیبائی دارد که به صدای تیک تاک ساعت گوش فرا دهی و منتظر شنیدن آهنگ آغاز سال نو باشی، وقتی بر سر سفره ی هفت سینی نشسته ای که مثل سال های پیش تکراری و منتظرانه و بدون ظهور محبوبت است.

یک سال دیگر هم گذشت و باز هم همان عبارت تکراری "محبوبم نیامد"

اما یاد گرفته ام که نا امید نباشم، دوست دارم همیشه مانند یک منتظر واقعی امیدوار باشم گویا فردا همان روز موعود است.

با خود می گویم چه خوب، یک سال دیگر به ظهور سید و سرورمان نزدیک شدیم. شاید امسال همان سال موعود باشد، چه احساس زیبائی خواهیم داشت وقتی کسی به ما بشارت دهد که منتظر باش که همین روزها "او خواهد آمد"

چه قدر کارهای عقب افتاده دارم که همه را گذاشته بودم برای فردا، اگر فردا او بیاید، اصلا آمادگی اش را ندارم، همین الان باید به سراغ کارهای عقب افتاده ام بروم...

یک کیف کوچک نیاز دارم که وسایل مورد نیازم را داخلش بگذارم و کنار اتاق قرار دهم تا زیاد آقایم را معطل نکنم.

اصلا شاید یکی از همین جمعه های همین سال جدید صدای نازنینش در عالم طنین انداز شود که "یا اهل العالم انا بقیه ا..."

آری امسال هم با امید و شوق فراوان و امید مضاعف این چنین دعا می کنم

"یا محول الحال حول احوالنا باحسن الحال"

اما این را هم اضافه می کنم

"بظهور الحجه"


برگرفته از وبلاگ مجله الکترونیکی نگاه منتظر


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:12 توسط صبا

سال نو به حضور یار

پنجشنبه سوم فروردین 1391
خوشا به حال سال 90!

ماه دوازدهمش رو دیدو رفت...

میترسم عمرم به سر برسه و ماه دوازدهمم را ندیده باشم!!!!!


اللهم عجل لولیک الفرج

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:44 توسط صبا

لحظات پایانی...

جمعه بیست و ششم اسفند 1390

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

نا خودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یک ریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هرروز

می خرم از پسرک هرچه تفأل درد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت تنها

تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد...

 

آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟

آخرین جمعه سال است کجایی آقا؟

یک نفس عاقل اگر بود، زمین می فهمید

زندگی بی تو محال است کجایی آقا؟

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:19 توسط صبا

حضرت غائب(ع)چه صبری دارد!!!

شنبه یکم بهمن 1390

آیت الله بهجت -رحمه الله علیه- درباره احوالات امام عصر-ارواحناله الفداء- اینگونه بیان می کنند:

سبب غیبت امام زمان(عج)خود ما هستیم؛ زیرا دستمان به او نمی رسد وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حار شود چه کسی او را می کشد؟ آیا جنیان آن حضرت را می کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما پیش از این در طول تاریخ ائمه علیهم السلام امتحان خود را پس داده ایم که آیا از امام تحفظ و اطاعت می کنیم و یا این که او را به قتل می رسانیم؟ انحطاط و پستی انسان به حدی است که قوم حضرت صالح ناقه صالح را با این که وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود پی کردند، چنانکه قرآن کریم درباره آن می فرماید:«یکروز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن»سوره شعرا، آیه155. آن ناقه یکروز آب چاه را می خورد و در عوض به آنها شیر می داد بنابراین همانگونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند، همچنان که ناقه صالح را کشتند، امکان دارد که ما انسانهای عاقل! نیز امام زمانمان را که تمام خیرات از او است و از ناقه صالح بالاتر و پرفیض تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم.

*************

... چه مصائبی بر امام زمان(عج)که مالک همه کره زمین است و تمام امور به دست او انجام می گردد، وارد می شود و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم!!!

*************

در روایتی از امام صادق(ع)آمده است که فرمود:«شیعیان ما از ما صابرتر هستند... زیرا ما برای آنچه می دانیم صبر می کنیم ولی آنها بر انچه نمی دانند صبر می کنند.» حضرت غائب(عج) عجب صبری دارد! با اینکه از تمام آنچه که ما میدانیم و یا نمی دانیم اطلاع دارد و از همه امور و مشکلات و گرفتاری های ما با خبر است، خود حضرت هم منتظر روز موعود است و خودش می داند که چه وقت ظهور می کند این که گفته می شود که آن حضرت وقت ظهورش را نمی داند، درست نیست.

************

با کمال دوستی ما نسبت به امام زمان(عج)ظهور او نه به حرف بنده است و نه به حرف شما(بلکه به فرمان خداست)... خدا چه صبری داده به حضرت غائب(عج) که هزار سال است می بیند بر سر مسلمان ها چه بلاهایی می آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می آورند و همه را تحمل می کند.

منبع: کتاب آداب انتظار عارفان، تدوین: حمزه کریم خانی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:6 توسط صبا

چرا عصر جمعه ها غمگین است؟

جمعه دوم دی 1390

آیت الله کشمیری سوال: خیلی ها می گویند چرا عصر جمعه غمگین است؟

 

پاسخ: چون روز جمعه روز امام زمان(عج) است و آن حضرت اعمال شیعیان را می نگرند، محزون می شود، او مصدر است پس مشتقات او هم به حزن او محزون می شوند.

منبع: آداب انتظار عارفان، تدوین: حمزه کزیم خانی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:49 توسط صبا

آیا امام زمان را می شود دید؟

پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390

حاج اسماعیل دولابی به بزرگی ( مرحوم /ایت الله محمئ جواد انصاری همدانی)گفتند: آیا امام زمان را می شود دید؟

ایشان فرمودند: وقتی که خدا را می شود دید، امام را که مخلوق خداست چطور نمی شود دید؟

ما می خواهیم چیزی ببینیم، چیز غیر از امام زمان(عج) است . کسی که حضرت را دید و جمال حضرت را مشاهده کرد دیگر نمی خواهد چیز ببیند.

ظاهراً می گوییم آقا می آید ولی در حقیقت ما به خدمت حضرت می رویم. ما به پشت دیوار دنیا رفتیم و گم شدیم باید از پشت دیوار بیرون بیاییم تا ببینیم که حضرت از همان ابتدا حاضر بودند.

ما مثل بچه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می کنند. بچه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می کند و در بازار گم می شود و وقتی متوجه می شود که دیگر پدر را نمی بیند، گمان می کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است.

انبیاء و اولیاء پدران خلقند و دست خلایق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلایق جلب متاع های دنیا شده اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده اند. امام زمان(عج) گم و غائب نشده است، ما گم و محجوب گشته ایم.

منبع: آداب انتظار عارفان، تدوین: حمزه کزیم خانی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:18 توسط فاطمه

خدمت به خلق

شنبه سی ام مهر 1390

امام زمان ارواحنا له الفدا خطاب به سید ابوالحسن اصفهانی که از مراجع تقلید بودن می نویسد:

«...خودت را برای مردم ارزان کن! و در دسترس قرار بده... و حاجت های مردم را برآور، ما یاریت می کنیم.»

با دقت به این دو حکایت توجه کنید:

داماد علامه امینی صاحب کتاب شریف الغدیر می گوید:

در اوائل طلبگی در حجره مدرسه، مشغول ریاضت هایی بودم به خاطر همین نیمه شبها از خواب بیدار می شدم و به تهجد و شب زنده داری می پرداختم.

مدرسه ما خادمی داشت که در خدمتگزاری به طلاب از هیچ کمکی مضایقه نمی کرد، علاوه بر تمیز کردن مدرسه که وظیفه اش بود حجره های طلبه ها را هم تمیز می کرد، برایشان نان می گرفت، آب می آورد و اگر اجازه می دادند لباسهایشان را هم می شست بسیار کم حرف و پرکار بود.

شب چهارشنبه ای وقتی نیمه شب برای عبادت بیدار شدم نوری در اتاق خادم توجهم را جلب کرد می خواستم به سمت آن نور بروم که دیدم قدرت رفتن ندارم فهمیدم مصلحتی در این امر است ایستادم، صدای صحبت کردن خادم را با کسی می شنیدم، ولی صدای کسی که خادم با او صحبت می کرد به گوشم نمی رسید. بعد از مدتی نور رفت سریع به سمت اتاق خادم رفتم در زدم بعد از باز کردن در و سلام و احوالپرسی، پرسیدم این نور چه بود؟ رنگ از رخساره اش پرید می خواست جواب ندهد ولی من ول کنش نبودم تا آخر مرا قسم داد که می گویم ولی تا روز جمعه به کسی از این جریان چیزی نگو. قبول کردم او هم جریان را برایم گفت که وجود مقدس امام زمان (عج)تشریف آورده بودند در اتاق من، و از خصوصیات یارانشان برایم صحبت کردند و فرمودند که آماده شوم جمعه میایند سراغم تا من هم به کارگزاران و خادمانشان ملحق شوم.

با حسرت به چهره خادم نگاهی انداختم و از اینکه تا حالا برایم کارهایی را انجام داده بود احساس شرمندگی نمودم. روز جمعه چشم از خادم برنداشتم تا لحظه بردنش را ببینم. نزدیک ظهر خادم کنار لبه حوض نشسته بود، یک لحظه حواس من به چیزی پرت شد تا برگشتم دیدم اثری از خادم نیست او رفت و دیگر هیچ یک از طلبه ها او را ندید.

حکایت دوم:

آقای زهیر ابریشمی گلپایگانی فرزند محمد می نویسد:

در ایامی که در کاظمین بودم، روزی یه پارک کنار صحن مبارک امام موسی کاظم(ع)رفتم. پیرمردی را دیدم که دستش زخم بود، پرسیدم:«این زخم از چیست؟»گفت: تیغ درخت خرما به دستم رفته و هر سال عود می کند، الان هم خون زیادی از دستم رفته.

چون او را ناراحت دیدم، پیشنهاد کردم که به بیمارستان برویم. تاکسی گرفتم و به بیمارستان«الجمهوریه»کاظمین رفتیم.

دکتر ایشان را دید و گفت: باید عمل شود.

ایستادم و دکتر هم سرپایی عمل کرد و ریشه تیغ را از دست او بیرون آورد، بعد از عمل پیرمرد ضعف شدیدی پیدا کرده بود به دکان کبابی رفتم و غذایی برایش آوردم و بعد از اینکه کاملا خاطر جمع شدم خوب شده است، به طرف مغازه برادرم برگشتم. به همان پارک رسیدم، چشمم به آقایی افتاد که با لباس عربی روی نیمکت نشسته و به من نگاه می کند نزدیکتر شدم، سلام کرد و سه بار فرمود: بارک الله.

من قدم به قدم که جلو می رفتم بیشتر مجذوب آن آقا می شدم اما چند قدم که نزدیک شدم دیدم که آقا نیست با اینکه خیلی خلوت بود، نفهمیدم ایشان کجا رفتند. از بعضی علما پرسیدم گفتند: وجود اقدس امام زمان(عج)بوده که نسبت به خدمتی که به برادر دینیت انجام دادی، از تو راضی شده.

روایات مربوطه:

امام صادق(ع): خدای عز و جل فرموده است: مردم خانواده من هستند پس محبوب ترین آنها نزد من کسانی هستند که با مردم مهربان تر و در راه برآوردن نیازهای آنان کوشاتر باشند.

پیامبر اکرم(ص):هرکس یک نیاز مومن را روا سازد خداوند نیازهای فراوان او را روا سازد که کمترینش بهشت است.

امام صادق(ع):هرگاه مومنی بتواند برادر خود را یاری رساند، اما کمکش نکند خداوند در دنیا و آخرت او را تنها می گذارد.

و اما...

خالق عاشق خلقش است و خدا عاشق ما. حال اگر تو خادم این خلق شوی با خالق طرف حسابی و او خوب حسابرسی می کند.

 کافی است یک قدم برای خدمت به خلق به نیت رضایت خالق برداریم، صدها قدم برای ما برمیدارد و خلقی را خادم ما میکند.

دیگر به سنگهای وسط خیابان محل بدهیم و نابینایان را راهنمایی و پیران را دستگیری کنیم. مورچگان را له نکنیم. به کسی آدرس اشتباهی ندهیم و اگر توانستیم به رفیقانمان حتما قرض بدهیم...

راستی مواظب باشیم شیطان در کمین است.

کتاب:تمنای وصال، نوشته حسن محمودی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:59 توسط صبا

خطاطی نستعلیق آنلاین
استخاره آنلاین با قرآن کریم

.:: ما با ولایت زنده ایم ای سید خراسانی ما ::. موسوی را محاکمه کنید

جبهه جهادگران مجازی
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید

Powered by BLOGFA
Designed by YASINDL
خروجی وبلاگ

من از آن زمان که شنیده ام
«محبوبمان ناشناس در میان ما می گردد و در همین فضا تنفس می کند
و وقتی ظهور کند همگان می گویند که ما پیش از این او را دیده ایم»
به همه سلام میکنم
شاید که لااقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنوم.
ای خدا تا کی ما ناشناسا بمانیم و او ناشناخته بماند.
اللهم عجل لولیک الفرج

کلیه ی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد.
مرجع قالب : یاسين دانلود